تبليغاتX
♥♥ عاشــقان تنــها ♥♥


























♥♥ عاشــقان تنــها ♥♥

مرا در سکوت ، در اشک ، در مه ، در تاریکی ... بخوان

...

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 11:18 توسط tanha ♥♥♥|

سلام به همه ی دوستای گلم.
بعد از این همه مدت آپ کردم اونم با یه
دله شکسته.

امروز یه خبری بهم رسید که خیلی دیوونم کرد.
اینطور بگم یعنی بدترین خبری بود ک تاحالا شنیده بودم.

شنیدم ک پسرداییم  تصادف کرده و درجا تموم کرده.خیلی برام سخت بود چون سن زیادی نداشت.خیلی پسر گلی بود
واقعا" خدا خوبارو زود میبره

از همه ی شما میخوام ک واسش یه فاتحه بخونید.

دعا میکنم همیشه شاد باشید.                  

ففط میتونم بگم حیف شد.

امیدوارم روحت همیشه شاد باشه فرشاد جون

امروز بدترین خاطره ی زندگیم بود

گلچین روزگار عجب خوش سلیقه است،

میچیند آن گلی که به عالم نمونه است

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت 16:31 توسط tanha ♥♥♥|

 

وقتی که گریه کردیم گفتن بچه ای..

وقتی خندیدیم گفتن دیوونه ای..        

وقتی جدی بودیم گفتن مغروری..

وقتی شوخی کردیم گفتن سنگین باش..

وقتی که حرف زدیم گفتن پر حرفی..

وقتی ساکت شدیم گفتن عاشقی..

و حالا که عاشق شدیم میگن گناهه.............

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 18:26 توسط tanha ♥♥♥|

 
 
یکی از سکوت صدایم کرد و با صدایش سکوتم را شکست .
 این صدای تنهایی بود که غم را برایم هدیه آورده بود .
 او چه میدا نست که غم من تنهایی ست نه غم تنهایی ولی اگر غم هم مرا تنها می گذاشت ،
 در سکوت تنها می ماندم ای سکوت !
 صدایم کن .
 تنها تو از صدای دلم آگاهی و تو ای غم مرا رها کن که غم من از هجر نیست و سکوتم نه از تنهایی که رفیقم فقط تنهایی ست .
غم من آن است
 
.....................................................................................
 
 
 
   ________________@@@@@_______
   ________________@@@@@_______
   ________________@@@@@_______
   ________________@@@@@_______
   ________________@@@@@_______
   ________________@@@@@_______
   ________________@@@@@_______
   ________________@@@@@_______
   ________________@@@@@_______
   ________________@@@@@_______
__@@@@@@@@@@@@@@_______
__@@@@@@@@@@@@@@_______
_______________________________
_________@@@@@@@___________
_____@@@@@@@@@@@_________
___@@@@@______@@@@@_______
__@@@@@_________@@@@@_____
_@@@@@___________@@@@@____
_@@@@@___________@@@@@____
_@@@@@___________@@@@@____
__@@@@@_________@@@@@_____
___@@@@@______@@@@@_______
______@@@@@@@@@@@________
_________@@@@@@@____________
________________________________
__@@@@@____________@@@@@__
___@@@@@__________@@@@@___
____@@@@@________@@@@@____
_____@@@@@______@@@@@_____
______@@@@@____@@@@@______
_______@@@@@__@@@@@_______
________@@@@@@@@@@________
_________@@@@@@@@@________
__________@@@@@@@@_________
___________@@@@@@@_________
____________@@@@@@__________
_______________________________
____@@@@@@@@@@@@@______
____@@@@@@@@@@@@@______
   _________________@@@@@______
   _________________@@@@@______
   _________________@@@@@______
 ____@@@@@@@@@@@@@______

____@@@@@@@@@@@@@______
   _________________@@@@@______
   _________________@@@@@______
   _________________@@@@@______
____@@@@@@@@@@@@@______
____@@@@@@@@@@@@@_____
"تو تنهاییم اینو نوشتم در"شنبه چهارم تیر 1390ساعت 0:12 توسط tanha ♥♥♥|

 

 

عشق صدای فاصله هاست

  فاصله هایی که تنهایی رقم میزنند.

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"شنبه سوم اردیبهشت 1390ساعت 18:54 توسط tanha ♥♥♥|

هر کاری می خواهی بکن

دنیا را آتش بزن

آسمان رو به مضحکه بگیر

زمین را تحقیر کن

باد و نفهم و گل را نبو

خنده را فراموش کن و گریه را به خاک بسپار

زیر دیروز دفن شو و در فردا غرق

حتی اگر می خواهی کودکی را پشت سر بگذار

هر چه می خواهی بکن

اما  ...

هیچگاه رویاهایت را فراموش نکن.♥

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 10:6 توسط tanha ♥♥♥|

عشق یعنی چی:عشق یعنی همیشه فکرش باشی..عشق یعنی راهی بی انتها ... عشق یعنی بی راهه بی نشونه.. عشق یعنی مرگ در زندگی...عشق یعنی پایان وقت  و شروع زندگی..عشق یعنی موقع قرار یک عمر منتظر میمونی اما میبینی فقط یک دقیقه گذشته....عشق یعنی گریه برای دلت....و عشق ..عشق..عشق..یعنی بزرگترین زندگی... گریه کنیو خدارو شکر کنی که عاشقی...میدونیی خوبی قدم زدن زیر بارون چیه؟این که هیچکس اشکاتو نمیبینه

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 11:17 توسط tanha ♥♥♥|


چقدر سخته

کسي رو که دوستش داري نتوني بهش بگي که دوستش داري وچقدر

بده که کسي تورو دوست داشته باشه واينو نتونه بهت بگه



چقدر سخته

تو چشاي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديد وبجاش يه

زخم هميشگي رو قلبت هديه داد زول بزني و بجاي اينکه

لبريز کينه و نفرت شي حس کني که هنوز هم دوسش داري





چقدر سخته

دلت بخواد سرتو باز به ديواري تکيه بدي که

يبار زير آوار غرورش همه وجودت له شده




چقدر سخته

تو خيالت ساعتها باهاش حرف بزني اما

وقتي ديديش هيچ چيزي بجز سلام نتوني بگي



چقدر سخته

وقتي که پشتت بهشه دونه هاي اشک گونه هاتو خيس کنه

اما مجبور بشي بخندي تا نفهمه که هنوز دوسش داري



چقدر سخته

گل آرزوهاتو تو باغ ديگري ببيني و هزار

بار خودتو بشکني و اونوقت آروم زير لب بگي

گل من

 

 

همیشه دیوونه عشقتون باشید


"تو تنهاییم اینو نوشتم در"جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 23:42 توسط tanha ♥♥♥|

همیشه با تو


با تو بوده ام ، همیشه و در همه جا


با تو نفس کشیده ام ، با چشمان تو دیده ام


مرا از تو گریزی نیست


چنانکه جسم را از روح و زمین را از آسمان و درخت را از آفتاب


تو دلیل من برای حیات بودی و هستی


و چنان با این دلیل زیسته ام که باور کرده ام


علت بودن من تو هستی


پاسخ من به آغاز و پایان زندگی این است : « همیشه با تو »

 

کجا پس کو نظرت!!!!!!!!!!!

 

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"دوشنبه چهارم بهمن 1389ساعت 11:26 توسط tanha ♥♥♥|

من شکستم آری تو شکستم دادی

من غریبم آری تو غریبم کردی

تو مرا هموچون شمع از سر جورو جفا سوزاندی

تو مرا سوزاندی تو مرا بر در و دیوار بدی کوباندی

تو مرا از بودن؛ تو مرا از ما؛تو مرا ترساندی

تو مرا از فردا... تو مرا از دریا...تو مرا ترساندی

من اسیرم آری تو اسیرم کردی

بی خبر از باران تو کویرم کردی

از شراب دوری تو چه سیرم کردی

من شکستم آری تو شکستم دادی

آخه اگه نظر بدی چی می شه؟اگه هر کدوم از این بازدید کننده های عزیز یه نظر می دادن اینجا گلستان می شد.smilie

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 13:1 توسط tanha ♥♥♥|

سلام  بي معرفتا
چرا نظر نمي دين ؟ ؟؟؟ ؟

 منتظرم .... 

از ما فقط خاطراتمون میمونه و بس

 

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 10:38 توسط tanha ♥♥♥|

سوختم ، باران بزن شاید تو خاموشم کنی

شاید امشب سوزش این زخمها را کم کنی

آه باران من سراپای وجودم آتش است

پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی


دل من رای تو دارد     سر سودای تو دارد

تو که نیستی دل من   خسته و غوغای تو دارد

تو کجایی که ببینم رخ زیبای تو را   تو که ای که این سر همه رویای تو دارد


بهش بگین نشست به پات..

بهش بگین نیومدی...

بگین هنوز دوست داره با این که قیدشو زدی...

http://pix2pix.org/my_unzip/12457870176.jpg

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"شنبه چهارم دی 1389ساعت 9:16 توسط tanha ♥♥♥|

حلالم کن اگر دوری اگر دورم 

اگر با گریه میخندم حلالم کن که مجبورم

 بگو عادت کنم بی تو که میدونی ، نمیتونم

که میدونی نفس هامو به دیدار تو مدیونم . . . .

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 17:6 توسط tanha ♥♥♥|

چه زیباست بخاطر تو زیستن ...


 

 
 
و برای تو ماندن... به پای تو بودن... و به عشق تو سوختن !
 

 و چه تلخ و غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن ... !


 ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگیست ... !



بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست ... !



چه زیباست بخاطر تو زیستن ...



ثانیه ها را با تو نفس کشیدن ... زندگی را برای تو خواستن ... !



چه زیباست عاشقانه ها را برای تو سرودن ... !



 بدون تو چه محال و نا ممکن است زندگی... ! 



 چه زیباست بیقراری برای لحظه ی آمدن و بوئیدنت ... !



برای با تو بودن و با تو ماندن ... برای با هم یکی شدن ... !



کاش به باور این همه صداقت و یکرنگی می رسیدی !



ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست ...!!!!



و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد ... !

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 11:2 توسط tanha ♥♥♥|

سخته عاشق باشی ولی هیشکی ندونه

اشکاتو زودی پاک کنی تا کسی ندونه

سخته دوسش داشته باشی ولی ندونه

سخته نگاهش بکنی اما نخونه


قشنگی عشق که میگن شاید همینجاست

سخته به قربون چشاش بری تو رویا

قدم قدم گریه کنی کنار دریا

سخته همش تو فکر باشی شاید نخوادت

خاطره هات ورق ورق بیاد به یادت

 

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 11:1 توسط tanha ♥♥♥|

به گل گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."

 


 

به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."

 


 

به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."

 

 

به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 11:2 توسط tanha ♥♥♥|

عاشقت خواهم ماند ...

و تا جایی که نبض زمان می زند از تو خواهم سرود 

ای همه ی وجود من

با تمام وجودم تا جایی که خدا هست با تو می مانم

تا بی نهایت عشق 

تا انتهای راههای بی انتها ... تا مرز دنیا

با تو خواهم سرود نغمه ی ناب زندگی را ...

قانونها را خواهم شکست

و قانون عشق را در کالبدی از جنس محال معنی خواهم کرد 

در اتاق کوچکم که سقفش به وسعت آسمانها

و زمینش به گستره ی دنیاست ، با عکست خواهم زیست 

و تو در دنیای بی انتهایت با خودت!!!

خاطره ات را جای خواهم داد در دنیایم  

و به انتظار لبخند دیگرت تا صبح لبخند خواهم زد ...

به تقدیر حق خواهم داد که "مثل همیشه پیروز باشد"

و فریاد خواهم زد:

 "کاش نمی شد سرنوشت را از سرنوشت"

چرا که شاید در از سرنوشتن سرنوشتم 

  تو نباشی در سرنوشتم!!

سرنوشتم را می ستایم

همچون اسیری که زندانبانش را می ستاید 

خو کرده ام به تلخی های شیرینش 

و برای خود قانون ساخته ام از "بی قانونی هایش"

عاشق خواهم ماند و از مضحکی روزگارم نخواهم گریست 

سر بر بالین می گذارم

 و در انتظار لبخند مجددت تا سحر لبخند میزنم 

چشم بر هم می گذارم 

راه زیادی نیست بین من و تو

ای رویای قشنگ من

شاید باز هم تو را در خواب ببینم 

و جشن بگیرم حقیقت سراب را!!!

چشمهایم را روی هم می گذارم تا شاید در خواب  ....

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت 11:2 توسط tanha ♥♥♥|

برای من زیباتر از ریزش نم نم بارون،


قشنگتر از دشت و بیابون،


رنگ چشمون تو بوده.


برای من زیباتر از طلوع خورشید بین کوهها...


آب جاری توی رودها...


شوق اشکای تو بوده.


حقیقته حقیقته ای همیشه تکیه گاهم...


ای تو شعر هر ترانم...


بی تو همدمی ندارم.


عاشق تویی،شیدا تویی


مریم پاکیزة من،


ای تو معنای صداقت...


تو حقیقتی،حقیقت.


تو عزیزی،نازنینی،


تو،تو این عشق ، عاشق ترینی


من به لطفت جون گرفتم...


مهربونم،به تو خو گرفتم.


تو رو دوست دارم...


تو رو دوست دارم...


تو رو دوست دارم...


تو رو دوست دارم...


تو رو دوست دارم...


تو رو دوست دارم...

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 11:2 توسط tanha ♥♥♥|

امشب دلم گرفته است

می خواهم از گرفته های دلم برایت بگویم 

از ابرهای تیره ای که با نسیم خیانت به آسمان دلم آوردی

می خواهم گریه کنم اما نمی توانم ...

می خواهم تو را به یاد بیاورم ...

و با نگاه چشمان تو تا به صبح مژه بر هم نزنم

اما افسوس ... گذشت دقایق چهره ات را از یاد من برده اند ! ...

می خواهم اولین ساعتی که نگاهم کردی رو

به یاد بیاورم ... اما افسوس ...

آخرین نگاه تلخ و سرد تو نمی گذارد ! ...

می خواهم اولین دقایق با تو بودن را

به یاد بیاورم ... اما افسوس ...

می خواهم از گرفته های دلم برایت بگویم

اما نه! دلم نمی آید .....

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"پنجشنبه بیستم آبان 1389ساعت 11:1 توسط tanha ♥♥♥|

پشت دیوار همین کوچه بدارم بزنید
من که رفتم ..بنشینید و هوارم بزنید
باد هم اگهی مرگ مرا خواهد برد
بنویسید که بد بودم و دارم بزنید
من از ایین شما سیر شدم
پنجه در هر چه که من واهمه دارم بزنید
دست هایم چقدر بود و به دریا نرسید؟
خبر مرگ مرا طعنه به یارم بزنید
"تو تنهاییم اینو نوشتم در"دوشنبه هفدهم آبان 1389ساعت 11:1 توسط tanha ♥♥♥|

چرا ؟؟؟

چرا به من نگاه نمیکنی؟

   چرا سری به تنهایی من نمیزنی؟

به تو سلام میکنم که روزگاری حرفهایم را میان آیینه ها قسمت میکردی.

سلام مرا سبز کن ای یگانه ای که کهکشانهای حوالی خانه ات پاییز و زمستان ندارد...

 

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"شنبه دوم مرداد 1389ساعت 11:1 توسط tanha ♥♥♥|

سعی کن تنها باشی...زیرا تنها به دنیا آمدی و تنها از دنیا خواهی رفت......بگذار عظمت عشق را درک نکنی.....زیرا آنقدر عظیم است که تو را نابود خواهد کرد....بگذار خانه ی قلبت خالی از عشق باشد....زیرا اگر عشقی در آن منزل را بزند به ویرانه های آن هم رحم نخواهد کرد .

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"شنبه یکم خرداد 1389ساعت 11:1 توسط tanha ♥♥♥|

تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست

گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست

غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصلها را

بر سفره ی رنگین خود بنشانمت بنشین غمی نیست

حوای من بر من مگیر این خودستانی را که بی شک

تنهاتر از من در زمین و آسمانت آدمی نیست

آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم

تا روشنم شد : در میان مردگانم همدمی نیست

همواره چون من نه : فقط یک لحظه خوب من بیندیش

لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی نیست

من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم

شاید به زخم من که می پوشم ز چشم شهر آن را

دردستهای بی نهایت مهربانش مرهمی نیست

شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر اگرچه

اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست

     

                                            

مفهوم عشق

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .

از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهی است .

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .

از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم ربائی هست که قلب را به سوی خود می کشد .

از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .

از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .

از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .

از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .

از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .

از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.

از خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم …………………….
دوستت دارم تا اخرین نفس عزیزم.

 

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 11:23 توسط tanha ♥♥♥|

عشق یعنی...

 

عشق يعني يك سلام و يك درود

عشق يعني درد و محنت در درون

عشق يعني يك تبلور يك سرود

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني يك شقايق غرق خون

عشق يعني زاهد اما بت پرست

عشق يعني همچو من شيدا شدن

عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

عشق يعني بيستون كندن بدست

عشق يعني آب بر آذر زدن

عشق يعني چون محمد پا به راه

عشق يعني عالمي راز و نياز

عشق يعني با پرستو پرزدن

عشق يعني رسم دل بر هم زدن

عشق يعني يك تيمم يك نماز

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشك حسرت ريختن

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني مستي و ديوانگى

عشق يعني خون لاله بر چمن

عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

عشق يعني با گلي گفتن سخن

عشق يعني معني رنگين كمان

عشق يعني شاعري دلسوخته

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني سوز ني آه شبان

عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

عشق يعني ديده بر در دوختن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني انتظار و انتظار

عشق يعني هر چه بيني عكس يار

عشق يعني سوختن يا ساختن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

عشق يعني مست و بي پروا شدن

عشق يعني با جهان بيگانگى

عشق یعنی رازقی

عشق یعنی مست گشتن از شمیم

عشق یعنی آفتاب بی غروب

عشق یعنی آسمان ، یعنی فروغ

عشق یعنی آرزو ، یعنی امید

عشق یعنی روشنی ، یعنی سپید

عشق یعنی غوطه خوردن بین موج

عشق یعنی رد شدن از مرز اوج

عشق یعنی از سپیده تا سحر

عشق یعنی پا نهادن در خطر

عشق یعنی لحظه دیدار یار

عشق یعنی دست در دست نگار

عشق یعنی نغمه های هایده

عشق یعنی رقص آب و آینه

عشق یعنی عقل شد مدهوش تو

عشق یعنی مست در آغوش تو

عشق یعنی لب به لب انداختن

عشق یعنی جامه را انداختن

عشق یعنی لحظه های بی قرار

عشق یعنی صبر ، یعنی انتظار

عشق یعنی اشتیاق و اضطراب

عشق یعنی دلهره ، یعنی شتاب

عشق یعنی اشک ، یعنی عاطفه

عشق یعنی یادگاری ، خاطره

عشق یعنی لایق مریم شدن

عشق یعنی با خدا همدم شدن

عشق یعنی جام لبریز از شراب

عشق یعنی تشنگی ، یعنی سراب

عشق یعنی خواستن ، له له زدن

عشق یعنی سوختن ، پر پر زدن

عشق یعنی سالهای عمر سخت

عشق یعنی زهر شیرین ، بخت تلخ

عشق یعنی با "خدایا" ساختن

عشق یعنی چون همیشه "باختن"

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 9:37 توسط tanha ♥♥♥|

من به درماندگی صخره و سنگ، من به آوارگی ابر و نسیم 
من به سرگشتگی ‌آهوی دشت،
من به تنهایی خود می‌مانم
من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی
گیسوان تو به یادم می آید...
من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی..
شعر چشمان تو را می خوانم...
چشم تو چشمه شوق، چشم تو ژرفترین راز وجود
برگ بید است که با زمزمه جاری باد
تن به وارستن عمر ابدی می سپرد
تو تماشا کن
که بهار دیگر
پاورچین پاورچین
از دل تاریکی می گذرد
و تو در خوابی، و پرستوها خوابند
و تو می اندیشی، به بهار دیگر، و به یاری دیگر
نه بهاری و نه یاری دیگر
حیف...
اما من و تو
دور از هم می پوسیم
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو در این لحظه پردلهره است
دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست
از سر این بام، این صحرا این دریا
پر خواهم زد، خواهم مرد
غم تو این غم شیرین را
با خودم خواهم برد...

 

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 11:0 توسط tanha ♥♥♥|

 

ashegh

<<<به نام كسي كه شراب محبت را در دلها چكاند>>>

امروزكه ميميرم مرا درگورستان عاشقان به خاك بسپاريد

كفن مرا سيه كنيد تا همه بدانند سيه روز بوده ام

چشمانم را باز بداريد تا همه بدانند كه چشم انتظار بوده ام

تكه يخي را روي قبرم بگزاريد تا به جاي معشوقه ام اشك بريزد.

"تو تنهاییم اینو نوشتم در"شنبه دوم دی 1385ساعت 14:24 توسط tanha ♥♥♥|


خاطــرات گذشته ام
» ..
»
» رســـــم زمـــــونه...
» سکوت
» فـــــاصــــــــــــــــــــــــــــــــــله
» هر کاری می خواهی بکن
» عشق
» چقدر سخته...
» می توان...
» من شکستم آری تو شکستم دادی

Design By : Pichak